تبليغاتX
خداهمین نزدیکی است برای او درد دل می کنم

 

 

 

 

در عصرهاي انتظار به حوالي بي كسي قدم بگذار


خيابان غربت را پيدا كن و


وارد كوچه پس كوچه هاي تنهايي شو


كلبه غريبي ام را پيدا كن


كنار بيد مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي ام


در كلبه را باز كن


به سراغ بغض خيس پنجره برو


حرير غمش را كنار بزن


مرا خواهي ديد ....


با بغضي كويري كه غرق عصاره انتظار است


نشسته ام پشت ديوار دردهايم ......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 10:59  توسط حمید  | 

 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

 آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

 آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،

 آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،

 می خواهم بدانم،

 دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

 بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟


+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 17:34  توسط ام.پی  |